
مکان تبلیغ شما

نويسندگان

موضوعات وب

آرشیو مطالب
داستان پیامبران(3)
- حضرت لوط(ع)
لوط كه پسر خاله ساره همسر ابراهيم و برادرزاده ابراهيم بوده به ابراهيم ايمانآورد وبهمراه وي به فلسطين مهاجرت نمود.
مردم قوم لوط درشهر سدوم در فلسطين ساكن بودند.
داستان پیامبران(2)
حضرت ابراهيم(ع)
آن حضرت در زمان نمرود كه در عجم به كيكاوس معروف بود،زندگيميكرد.نمرود مردي باقوت وحشمت بود.سپاه بسيار داشت ودر سرزمين بابل آنزمان وكوفة زمان ما حكومت ميكرد.چهارصد صندلي طلا داشت كه برروي هريكجادوگري نشسته وجادو مينمود.او يكشب در خواب ديد كه ستارهاي در افقپديدار شد ونورش بر نورخورشيد غلبه نمود.نمرود وحشت زده از خواب بيدار شدو جادوگران را احضار نموده وتعبير خواب خود را از آنان جويا شد.گفتند طفليدراين سال متولد ميشود كه سلطنت تو بدست او نابود ميشود.وهنوز آن طفل ازصلب پدر به رحم مادر منتقل نشده است.نمرود دستور داد كه بين زنان ومردانجدايي اندازند و كودكي كه در آن سال متولد ميشود،اگر پسر است،بكشند.واگردختر است،باقي بگذارند.تارخ كه يكي از مقربّان نمرود بود شبي پنهاني نزدهمسرش رفت ونطفه ابراهيم بسته شد.هنگام تولد كودك،مادر ابراهيم (ع) به داخلغاري رفت وابراهيم (ع) در آنجا متولد شد.مادر،كودكش را درغار گذاشت وبه شهرمراجعت نمود.او همه روزه به غار ميرفت وبه فرزندش شير ميداد وبرميگشت.رشد يك روز آن حضرت مطابق يكماه كودكان ديگر بود.پانزده سال گذشتودراين مدت ابراهيم (ع) جواني قوي شده بود.روزي با مادرش به طرف شهرحركت كردند .در راه به گله شتري رسيدند.ابراهيم (ع)از مادر پرسيد:خالق اينهاكيست؟گفت آنكه آنهارا خلق كرد و رزق ميدهد وبزرگ مينمايد.ابراهيم (ع) درشهر با گروههاي بت پرست وارد بحث ميشد وآنها را محكوم مينمود.واقرار بهخداي ناديده كرد.به مصداق آية شريفة «فلما جنّ عليه الليل رايكوكباً...»چون مذاهب آنهاراباطل ديد وباطل نمود،فرمود:انّي وجهّتوجهي...»بعد ابراهيم (ع) را به دربار نمرود بردند.نمرود مرد زشترويي بود ولي دراطرافش غلامان وكنيزان زيبا بودند.ابراهيم (ع) از عمويش آذر پرسيد:اينها چهكسي هستند؟آذر گفت اينها غلامان وكنيزان وبندگان نمرودند! ابراهيم (ع) تبسميكردوگفت چگونه است كه بندگان و كنيزان و غلامان از خدايشان زيباترند؟آذر گفتاز اين حرفها نزن كه تورا ميكشند.آمده است كه آذر بت ميساخت وبه ابراهيم (ع)ميداد تا بفروشدوابراهيم (ع) هم طناب به پاي بتها ميبست ومي گفت:بياييدخدايي را بخريد كه نميخورد و نميبيند و نميآشامد و نه نفعي ميرساند ونهضرري!با اين تعريف ابراهيم (ع) كسي بتها را نميخريد.وبتها را به نزد آذر برميگرداند.
داستان های پیامبران
هر روز یک داستان جدید در وبلاگم میزارم. بخونید خیلی جالبه
1- حضرت نوح (ع)
نام اصلي نوح،عبدالغفار يا عبدالملك يا عبدالاعلي' است و علت اينكه او رانوح خواندند كثرت نوحه و گرية آنحضرت بوده است.
«نوح پيامبر تا وقتي كه 460 سال از عمرش گذشته بود،پيوسته در كوهها زندگيميكرد وبعبادت حقتعالي روزگار خود را بسر ميبرد و زن وفرزندي نداشت ولباسپشمين ميپوشيد و از سبزيهاي زمين غذاي خود را تأمين ميكرد تا اينكه پس ازگذشتن مدت مزبور جبرئيل بنزد وي آمده گفت:چرا از مردم كنارهگيريكردهاي؟گفت:براي آنكه قوم من خدا را نميشناسند از اينرو من از ايشان كنارهگيرياختيار كردهام.جبرئيل گفت:با آنان مبارزه كن!نوح گفت:قدرت ندارم.و اگر عقيده مرابفهمند مرا ميكُشند.
جبرئيل گفت:اگر نيروي اين كار بتو داده شود با آنها مبارزه ميكني؟
نوح گفت:چه بهتر از اين،و اين كمال آرزوي من است.در اين موقع نوح پرسيد:توكيستي؟
جبرئيل فرشتگان را صدا زد و چون فرشتگان بدورش جمع شدند،نوح ترسيدولي جبرئيل خود را به وي معرفي كرد و سلام خداي رحمان را بوي ابلاغ كرد وبشارت نبوت را بدو داد و به او دستور داد با عمورة- دختر ضمران بن اخنوخ - كهنخستين كسي بود كه بعدا به نوح ايمان آورد- ازدواج كند.
نوح در حالي كه روز عيد بود و عصايي در دست داشت كه از ضمير مردم خبرميداد،نزد مردم آمد .در آن روز سركردههاي قوم نوح هفتاد نفر بودند كه نزد بتهارفته بودند.نوح صدا را به لااله الاّالله بلند كرد و نبوت خويش و پيامبران قبل از خودوبعد از خود را به مردم اطلاع داد.در اين موقع بتها را لرزه فرا گرفت و آتشهائي را كهروشن كرده بودند خاموش شد و مردم دچار وحشت شدند.
بزرگان و سركرده هاپرسيدند:اين مرد كيست؟
نوح گفت:من بندة خدا هستم كه خداوند مرا به عنوان پيامبر بنزد شما فرستادهاست و من شما را از عذاب الهي بيم ميدهم.
عمورة وقتي سخن نوح را شنيد به او ايمان آورد.پدرش وقتي متوجه شد بهعمورة گفت:باين زودي سخن نوح در تو اثر كرد؟من ميترسم كه پادشاه متوجهايمان تو شود وتو را بكشد.
ولي عمورة به سخن پدر توجهي نكرد و دست از ايمان خود بر نداشت.پس ازآن هرچه او را تهديد كرده وزنداني نمودند از ايمان بخداي نوح دست نكشيد تابالاخره نوح با وي ازدواج كرد و سام بن نوح از وي بدنيا آمد.
علامه مجلسي طبق روايات اهل بيت(ع) عمر نوح را 2500 سال ذكر كرده كه850 سال قبل از پيامبري و 1150 سال بعد از پيامبري وقبل از طوفان و500 سالبعد از طوفان زندگي نمود.قبر نوح در نجف است.
ایه الکرسی و فواید خواندن آن
متن کامل آیه الکرسی با ترجمه
اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ*
لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ*
خداى یکتا که جز او کسی شایسته ستایش نیست / او همیشه زندهء پا برجای است /(پس) هیچ گاه خواب سبک و سنگین او را فرا نمی گیرد /آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیّت و فرمانروایى اوست /مگر می شود کسی شفاعت کند(مردم را) بدون اجازهء او / به پیدا و پنهان ایشان آگاه است / وایشان ذرّه ای از دانش او را احاطه ندارند / مگر به آنچه او بخواهد / دامنه تخت (سلطنت) او آسمانها و زمین است/ نگهداری اینها برایش کاری نیست / و او بلند مرتبه ترین و بزرگ مطلق است .
در دین اجباری نیست،فرق میان پیشرفت و سقوط بیان شده است/ پس آن کس که طغیانگر بودامّا به خدا ایمان آورد به بهترین دستاویز نجات (از پرتگاه) رسیده است که پاره شدنی نیست /و خدا شنوا و دانا است./ خدا پشتیبان افراد باایمان است آنها را از تاریکیها بیرون می آورد و به طرف نور میبرد/ به همان صورت به کسانی که طغیان کردند کمک میکند چنان که که آنها را از نور بیرون آورده به درون تاریکیها میبرد/.آنهایند اهل آتش جهنّم و همیشه در آن خواهند بود
فواید آن در ادامه مطلب:
نماز در آیات و روایات
احادیث نماز (ویژه) احادیث نماز
معراج مؤمن
پیامبر (ص ) :
الصلوة ، معراج المؤمن
نماز، معراج مؤمن است .
( كشف الاسرار، ج 2، ص .676 سرالصلوة ، ص 7، اعتقادات مجلسی ، ص 29 )
هنگام نماز
هنگام نماز
برخيز به هنگام ، كه هنگام نماز است
صبح است و در رحمت حق ، بر همه باز است
گلبانگ اذان برشنو از خانه الله
آواي فرشته است كه در راز و نياز است
از قله سرگشتگي خويش فرود آي
سر نِه به سر سجده كه معراج نماز است
كوتاه كن اين قصه و از رنگ تعلق
بگريز و مگو راه به الله دراز است
الحمد سفيري است سفرساز و خوش آهنگ
تا بارگه دوست كه او بنده نواز است
جواد محدثي
نور عشق
نور عشق
دل را به نور عشق صفا مي دهد نماز
جان را به ياد دوست جلا مي دهد نماز
از خارزار شرك اگر بگذري به صدق
باغ تو را ز جلوه صفا مي دهد نماز
تا بنگري جمال حقيقت ز معرفت
سرچشمه ات ز آب بق مي دهد نماز
پاي تو را ز قيد تعلق رها كند
دست تو را به دست دعا مي دهد نماز
هر دم كه سر به سجده اخلاص مي نهي
روشندلي ز ياد خدا مي دهد نماز
چون بشنوي صلاي مؤذن ، شتاب كن
كز بارگاه قدس ندا مي دهد نماز
مشفق كاشاني
نکته های نماز
| گفته ها و نكته ها درباره نماز | |
|
آثار نماز و پاداش نمازگزاران جلب رحمت خدا طلب ياري از نماز آرامش بازداشتن از فحشا و منكر همراهي خدا با نمازگزاران ولايت نمازگزاران هدايت براي نمازگزاران انذار براي نمازگزاران رستگاري براي نمازگزاران پاداش امان در سايه ي نماز جلب رحمت خدا خداوند در سوره ي نور مي فرمايد: وَ اقيمُواالصَّلاةَ وَ اتواالزَّكاة وَ اَطيعُواالرَّسوُلَ لعَلكُمْ ترْحَمُونَ. (نور/ 56) " و نماز را بر پا داريد و زكات بدهيد و رسول را اطاعت كنيد تا مشمول رحمت شويد. " خداوند در اين آيه اولين شرط براي داخل شدن در رحمت را برپايي نماز برمي شمارد. طلب ياري از نماز وَاستعينُوا بِالصَّبْرِ والصَّلاةِ وَ اِنَّها لكبيرِةٌ اِلاّ عَلي الخاشِعينَ. (بقره/ 45) " و از صبر و نماز ياري بجوييد و اين كار جز از براي خاشعان گران است. " كلمه استعانت به معناي طلب كمك است و اين هنگامي است كه انسان به تنهايي نمي تواند مشكلي را به دلخواه حل كند. چرا كه در حقيقت ياوري جز خداي يگانه وجود ندارد. اين دو، بهترين وسايل براي پيروزي هستند. |

درباره وب
به وبلاگ من خوش آمدید. در این وبلاگ با واقیعت دین اسلام اشنا میشوید.نظر یادتون نره.

آخرین مطالب


