
مکان تبلیغ شما

نويسندگان

موضوعات وب

آرشیو مطالب
سبک شمردن گناه
گناه سبک شمردن گناه

برای هیچ كدام از یاران رسول خدا (ص) باوركردنی نبود كه ظرف چند دقیقه یك تل بزرگ از خار و هیزم و خاشاك فراهم شود؛ آن هم در این بیابان كویری و لم یزرع. آن روز رسول خدا (ص) با عدهای از یاران در بیابانی كویری فرود آمدند. هنگام صرف غذا فرارسیده بود. پیامبر (ص) به اصحاب فرمودند كه هركدام به سمتی روانه شوند و قدری هیزم برای تهیهی آتش و پختن غذا تهیه كنند.
یاران گفتند: یا رسول الله؛ در این بیابان كه هیزمی یافت نمیشود.
پیامبر (ص) فرمودند: درعین حال هركدام به اندازهی توان خود تلاش كنید و هرآنچه میتوانید هیزم فراهم آورید.
اصحاب پیامبر (ص) در اجرای فرمان آن حضرت تلاش كردند و ساعتی بعد یك تل بزرگ از هیزم و خار و خاشاك جهت تهیه آتش و پختن غذا فراهم شد.
دراین هنگام رسول خدا (ص) خطاب به یاران فرمودند: «گناهان كوچك هم مثل همین هیزمهای كوچك است، ابتدا به نظر نمیآیند؛ ولی هرچیزی جوینده و تعقیب كنندهای دارد، همان طور كه جستید و تعقیب كردید، این قدر هیزم جمع شد، گناهان شما هم جمع و احصاء میشوند و یك روز میبینید از گناهان خود كه به چشم نمیآمدند، انبوه عظیمی جمع شده است».1
علاوه بر روایاتی كه از ناحیهی معصومین (ع) صادر شده و در متون روایی دیده میشوند، گاه به توصیههایی از سوی آن بزرگواران بر میخوریم كه به خواصی از یاران خود فرمودهاند.
بدون شك شخصیت و منزلت مخاطب در این توصیهها موضوعیتی مخصوص داشته است، چنان كه رسول خدا(ص) برای این توصیهها شخصیتی چون امیرمؤمنان (ع) را بر میگزینند جز امام علی (ع) برای این توصیهها یارانی چون ابوذر و كمیل و امام كاظم (ع) شخصی چون هشام بن حكم را نشانه میگیرند.
عاقبت سبک شمردن نماز
استاد مطهری در کتاب” آزادی معنوی” مینویسد :
یکی از گناهان، استخفاف نماز یعنی سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن یک گناه بزرگ است، و نماز خواندن اما نماز را خفیف شمردن، استخفاف کردن، بی اهمیت تلقی کردن گناه دیگری است. پس از وفات امام صادق علیه السلام ابوبصیر آمد به امّ حمیده تسلیتی عرض کند. امّ حمیده گریست. ابوبصیر هم که کور بود گریست. بعد امّ حمیده به ابوبصیر گفت: ابوبصیر! نبودی و لحظه ی آخر امام را ندیدی؛ جریان عجیبی رخ داد. امام در یک حالی فرو رفت که تقریباً حال غشوه ای بود. بعد چشمهایش را باز کرد و فرمود: تمام خویشان نزدیک مرا بگویید بیایند بالای سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت کردیم. وقتی همه جمع شدند، امام در همان حالات که لحظات آخر عمرش را طی میکرد یکمرتبه چشمش را باز کرد، رو کرد به جمعیت و همین یک جمله را گفت:اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلوةِ هرگز شفاعت ما به مردمی که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسید. این را گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد.”
در باب آثار و عقوبات سبک شمردن نماز، روایتی از حضرت ختمی مرتبت به نقل از دختر مکرمهشان نقل شده است که بسیار تکانهنده است: “حضرت زهرا سلام الله علیها از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، سوال کرد: « فقالت: یا ابتاه ما لمن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء ». از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلـم پرسیدند: کسی که نمـازش را سبک می شمارد چه زن باشد و چه مرد باشد، آنهایی که نمــازشان را سبک می شمارند چه هست بر ایشـان.
تند وخواندن نماز
اگر تند خواندن باعث شود که انسان واجبات نماز و قرائت را مراعات نکند، نمازش اشکال پیدا می کند.(1)
بنا بر این تند خواندن تا وقتی که نماز را با اشکال مواجه نکند، ایرادی ندارد.
البته تند خواندن نماز کار پسندیده ای نیست . انسان اگر آثار و برکات نماز را بداند و توجه کند که در مقابل خداوند ایستاده است، نماز خود را با آرامش می خواند.
نماز یکی از مهمترین عبادتها است که در روایات و آیات به انجام این فریضه در وقت خود با خضوع و خشوع، سفارش زیادی شده است. از جمله در آیه 238 سورة بقره آمده است: "حَـَفِظُواْ عَلَی الصَّلَوَ َتِ وَالصَّلَوَةِ الْوُسْطَیَ وَقُومُواْ لِلَّهِ قَـَنِتِین; بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید و خاضعانه برای خدا به پا خیزید."
مهم در نماز در مرحله اول، صحیح خواندن و به جا آوردن همة واجبات آن بدون کم و کسری است در مرحله بعد خواندن نماز با طمأنینه و خشوع و خضوع است.
بنابراین، تا مادامی که نمازگزار، واجبات نماز را به طور کامل انجام دهد; تند و سریع خواندن او را نمیتوان به حساب سبک شمردن نماز گذاشت، بله در صورتی که از واجبات نماز چیزی کم کند در این صورت به گفته روایات دزدترین دزدها خواهد بود که نمازش همانند یک جامة کهنه، مچاله گشته و به چهرة او زده خواهد شد.(ر.ک: میزان الحکمه، ری شهری، ترجمه حمید رضا شیخ، حدیث شماره 10713 و 10715.) هم چنان که در روایتی آمده است: امام علیبه مردی که سجدههای نمازش را خیلی سریع به جا میآورد فرمود: چند وقت است که این گونه نماز میخوانی؟ آن مرد عرض کرد: از فلان و بهمان مدت. حضرت فرمود: شخصی چون تو در نزد خداوند همانند کلاغ است که نوک بر زمین میزند، اگر بمیری بر غیر آیین ابوالقاسم محمد6 مردهای سپس فرمود: دزدترین مردم کسی است که از نمازش بدزدد.(همان، حدیث شمارة 10716.)
نماز در ادیان دیگر

نماز ، برترين عبادت ، كليد بهشت و رحمت الهي ، راز و نياز عاشقانه بندگان است با معبودشان و از آنجا كه بشر همواره نيازمند عبادت است ، نماز در طول تاريخ و در اديان مختلف وجود داشته است اما شايد نحوه و كيفيت آن تغيير يافته ؛ سعي ما بر اين است تا در چند عنوان بتوانيم نكاتي درباره نماز ، در موضوعات مختلف ارائه نماييم :
قبل از آنكه حضرت محمد صلي الله عليه و آله به رسالت مبعوث شوند ، نماز در آئين حضرت عيسي (ع) هم وجود داشته چراكه قرآن از زبان عيسي (ع) چنين نقل مي كند : " و اوصاني بالصلوة " خداوند مرا به نماز سفارش كرده است (مريم /31)
و قبل از آن نيز در دين موسي (ع) نماز بوده است چراكه خداوند به موسي چنين خطاب مي كند : " اقم الصلوه لذكري " (طه/14) و قبل از موسي ، در زمان حضرت شعيب نيز نماز به عنوان يكي از عبادات وجود داشته است چراكه در قرآن چنين آمده : " يا شعيب اَ صلواتك تامرك " (هود/87) و قبل از همه آنها ، در دين ابراهيم (ع) نيز بوده چراكه او از خداوند براي خود و ذريه اش توفيق اقامه نماز را مي خواهد : " رب اجعلني مقيم الصلوه و من ذريتي " (ابراهيم/40)
و اين هم كلامي از لقمان است كه به فرزند خود چنين مي گويد:
" يا بني اقم الصلوه و امر بالمعروف و انه عن المنكر" (لقمان/ 17)
پسر من نماز را بپادار و امر به معروف و نهي از منكر كن.
نكته جالبي كه در آيه آخر وجود دارد اينست كه معمولا در كنار نماز سفارش به زكات مي شود ولي چون در اين آيه مخاطب فرزند لقمان (ع) است و نوجوانان معمولا اندوخته مالي چنداني ندارند ؛ در اين آيه در كنار سفارش به امر به معروف و نهي از منكر سفارش شده است.
حضور قلب در نماز
از ديدگاه شرع مبين اسلام سزاوار است که نماز گزار در تمام اقوال و افعال نماز حضور قلب داشته باشد، چرا که فقط به ميزان آن چه که توجه کرده است ثمره و نتيجه دريافت خواهد کرد. بنابراين بايد تمام توجه او به نماز و اذکار آن باشد و با توجه کامل به حضرت معبود جل جلاله و عظمت و جلال و هيبت او در نماز ايستد و دل و جان خود را از غير او فارغ کند و خود را در برابر پروردگار متعال قرار دهد و او را مخاطب گيرد و با او به راز و نياز بپردازد اگر شخص به اين مقام رسيد و دريافت کرد که در برابر مقام بزرگی چون يگانه خالق هستی قرار دارد قلبش را هيبت الهی فرا می گيرد و خود را در ادای فرايض و وظايف مقصر میبيند، و از خداوند می هراسد و آن گاه وسعت رحمت الهی را می نگرد و اميد به رحمت الهی دست مي يابد و برايش حالتی ميان خوف و رجا، بيم و اميد فراهم می آيد که اين صفت نمازگزاران کامل است و دارای درجات و مراتب بی شماری به حسب درجات عبادت کنندگان است. نمازگزار واقعی در حال نماز خضوع و خشوع، سکينه و وقار دارد و همچون عبدی ذليل در برابر معبود خود میايستد و در گفتن اياک نعبد و اياک نستعين صادق است و تنها خداوند را عبادت میکند و فقط از او ياری می جويد و نه بنده ی هوای نفس است و نه دست نياز به پيش اين و آن دراز می کند. و تلاش می کند هر آن چه را که مانع حضور قلب و سکينه ی او میشود از خود دور کند و عوامل باز دارنده ی نمازگزار از حضور قلب بسيار است که برخی از آنها را میتوان رذايل اخلاقی چون، غرور، عجب يا خود برتربينی، حسد، غيبت، حبس زکوه و ساير حقوق واجب و... دانست.
قرآن در مبارزه با فتنه
اهميت « قرآن درمقابله با فتنه موضوعي است كه لزوم پرداختن به آن و پژوهش و تفحص پيرامون آن بسيار احساس مي شودقرآن می تواند در شناخت صحیح و دقیق جریانهای فکری و سیاسی جامعه و موانع آنها، نقش تعیین کننده ای داشته باشد و این شناخت یکی از پیش نیازهای مهم، برای کسانی است که قصد ورود به صحنه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی دارند وکسانی که می خواهند نسبت به تحولات جاری کشور آگاهی داشته باشند، و یا قصد تبیین متغیرهای دخیل در تصمیم گیری دارند، چنین شناختی نقش تعیین کننده ای را در افزایش تحلیل و پیش بینی عملکرد گروه های سیاسی در اتخاذ مواضع صحیح در قبال رویدادهای سیاسی و اجتماعی همچون انتخابات ریاست جمهوری، مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی و ... خواهد داشت. به ویژه با توجه به اینکه در جامعه امروز ما بسیاری از جریانهای فکری سیاسی، بصورت حزب و سازمان سیاسی رسمیت نیافته و مواضع خود را رسماً تدوین و در معرض عموم قرار نداده اند، کشف و ارزیابی دیدگاههای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود.
حجاب مانع پیشرفت نیست.
زن به عنوان يك مادر و به عنوان عضوي از اعضاء جامعه مي تواند در سرنوشت و ساختار جامعه مؤثر باشد.امروز نيز درايران اسلامي به زنان فرصت داده شده تا از سويي با اسلامي ساختن محيط تربيتي خانه ، فرزنداني چنين مجاهد و نستوه در دامان خويش تربيت نموده آنان را به صحنه هاي ايثار و شرف روانه سازد تا بار ديگر امثال رضاخان به وسيلة استعمار بر اين ملت مستولي نگردند و از سويي در زمينه هاي علمي و فرهنگي و سياسي امكان شكوفايي استعدادهاي خدادادي را پيدا نمايند . در طول تاريخ و در صدر اسلام مي بينيم نهضت ها و انقلاب های زيادي در زمينه نقش زن با حجاب كوبنده تر ازخون شهيدش ، رخ داده است نسيبه دختر كعب در جنگ احد شركت كرد و خود عملاً شمشير برداشت و به ياري پيامبر خدا جنگيد
در انقلاب هایی كه در قرون اخير به وقوع پيوسته وجود زنان با حجاب خداپسند تا اندازه اي محسوس است كه مشخص مي سازد به ثمر رسيدن انقلاب ها در جهت رشد و احيای ارزش هاي اصيل جامعه ، صرفاً دراثر پايداري مردان آن جامعه نيست بلكه در گرو مقاومت و ايثارگري شيرزنان آن خطه نيز مي باشد . اينگونه نبردها ، جهادي است كه در آن زن تنها بر كشته هايش اشك نمي ريزد بلكه با حجاب دشمن شكنش ، پيام رسان خون پاك شهيدان مي گردد.
لذا وظيفه ماست، به عنوان يك معلم و فرهنگي بسیجی، تا آن جا كه از دستمان بر مي آيد، در اين وادي قدم بگذاريم، به اميد اين كه بتوانیم با لطف و عنايت خداوند متعال قدمي هر چند ناچيز در راه دفاع از ارزش ها و آرمان هاي انقلاب اسلامي ايران برداریم.
و تا آن هنگام كه زن مسلمان به وسيلة حجاب خويش در پاسداري از عفت عمومي جامعه كوشاست و به دفاع از حريم اسلام و كشور اسلامي مي پردازد ، دشمن استعمارگر مي داند كه هيچگونه جاي پايي براي نفوذ او به كشورهاي اسلامي پيدا نخواهد شد .
چرا جوان از نماز جماعت دوری میکند؟
شناسايي تهاجم فرهنگي و مبارزه با آن به منظور جذب جوانان به مساجد و نماز جماعت نقش به سزايي دارد .
در زماني زندگي مي كنيم كه انواع تبليغات ، توطئه ها و انحرافات ، فطرت و عقل و دين انسان ها را مورد تهاجم قرار داده است .
جاي ترديد نيست كه هر چه تاريكي بيشتر شود به نور بيشتري نيازمنديم و هر چه امواج خطرناك تر شوند ، كشتي مطمئن تري لازم است .
"قرآن ، نور الهي و پيامبر و اهل بيت او عليهم السلام كشتي نجاتند ولي بهره گيري از اين دو سرچشمه ي زلال نياز به شناخت و ايمان دارد . " ( تفسير سوره ي اسراء ، محسن قرائتي ،1381 ، ص 7 )
بي ترديد دوره ي نوجواني و جواني از ، آسيب پذيرترين مراحل زندگي است و اين امر از دو جهت قابل تبيين است : يكي محدوديت تجربه و ديگري غلبه ي احساسات بر فرد ، از اين روي احساسات مالك وجود آدمي مي شود و با قدرت تمام او را مسخر خود مي كند . نوجوانان و جوانان حوادث و رويدادها را از دريچه ي عواطف مي بينند و تفسير مي كنند و در محاسبات آنان ، جاذبه ها و كشش ها ، جايگاه خاصي را اشغال مي كنند .
از سوي ديگر فقدان تجربيات اجتماعي موجب مي شود كه اين گروه سني نتوانند معادلات پيچيده ي محيط ارتباطي خود را به دقت ارزيابي و تحليل كنند . لذا در مواجهه با اين گونه مسائل به ساده انديشي و خوش بيني افراطي كشيده مي شوند . فرهنگ مهاجم غرب با استفاده از اين ويژگي ها و شگردهاي تبليغي روانشناسانه ، سعي در فرو پاشي نظام اعتقادي و فكري نسل جوان داشته و از طريق تهي ساختن آنها از درون ، زمينه جذبشان را به مباني فرهنگي بيگانه فراهم مي آورد .
اخلاص
1-اخلاص
یک مؤمن در وهله ی اول باید مخلص ، مهربان ، با تقوا و ولایت پذیر باشد . اخلاص یکی از صفات نیکوی انسانی است که باید برای مقابله با هوای نفس تقویت شود .
«کسی که لبخند را از دیگران دریغ می دارد ، با خدا نمی تواند طرح دوستی بریزد .» (سنگری ، 1385 ، ص28)
عالم ربانی، ملا مهدی نراقی می گوید: «اخلاص عبارت است از پاک و خالص ساختن قصد و نیت از غیر خدا، اگر کسی طاعتی به جا آورد و قصد قربت داشته باشد و لیکن با آن غرضی دنیوی بیامیزد، عملش مشوب و غیر خالص است.» (نراقی ، 1369 ، ص344)
«ارزش فداکاری و ایثار و ایمان و خلوص و پشتوانه آن، غلبه بر شیطان باطنی است و هر آن چه در پایه های این اخلاص رخوتی ایجاد کند و صفای روح و دل انسان را با بدبینی ها و کج اندیشی ها بیالاید و اخلاص را با انگیزه های خودخواهانه بشری مشوب سازد، برای ادامه راه، خطری بزرگ محسوب می گردد.» (مدیریت فرهنگی پاسداران ، 1383 ، ص172
حکایت ها
حکایت1
روزى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از راهى عبور مى کرد. در راه شیطان را دید که خیلى ضعیف و لاغر شده است. از او پرسید: چرا به این روز افتاده اى؟ گفت: یا رسول الله از دست امت تو رنج مى برم و در زحمت بسیار هستم . پیامبر فرمودند: مگر امت من با تو چه کرده اند ؟ گفت: یا رسول الله، امت شما شش خصلت دارند که من طاقت دیدن و تحمل این خصایص را ندارم .اول این که هر وقت به هم مى رسند سلام مى کنند. دوم این که با هم مصافحه - دست دادن- مى کنند. سوم آن که ، هر کارى را که مى خواهند انجام دهند «ان شاء الله» مى گویند ، چهارم از این خصلت ها آن است که استغفار از گناهان مى کنند ، پنجم این که تا نام شما را مى شنوند صلوات مى فرستند و ششم آن که ابتداى هر کارى « بسم الله الرحمن الرحیم» مى گویند.
حکایت2
از عایشه نقل شده است که روزی گوسفندی را ذبح کردیم و پیامبر (ص) تمام قسمت های آن گوشت را به دیگران انفاق نمود. و تنها کتفی از گوسفند باقی ماند.
من به پیامبر عرض کردم : یا رسول الله (ص) از گوسفند تنها کتفی از آن باقی مانده است.
رسول الله (ص) فرمودند : هر آنچه انفاق کردیم باقی است به غیر از این کتف.
حکایت3
کسى نزد امیرمؤ منان على (علیه السلام) از عدم استجابت دعایش شکایت کرد و گفت با اینکه خداوند فرموده دعا کنید من اجابت مى کنم ، چرا ما دعا مى کنیم و به اجابت نمى رسد ؟! اما در پاسخ فرمود: قلب و فکر شما در هشت چیز خیانت کرده لذا دعایتان مستجاب نمى شود:
1- شما خدا را شناخته اید اما حق او را ادا نکرده اید، بهمین دلیل شناخت شما سودى بحالتان نداشته.
2- شما به فرستاده او ایمان آورده اید سپس با سنتش به مخالفت برخاسته اید ثمره ایمان شما کجا است ؟
3- کتاب او را خوانده اید ولى به آن عمل نکرده اید، گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم سپس به مخالفت برخاستید.
4- شما مى گوئید از مجازات و کیفر خدا مى ترسید، اما همواره کارهائى مى کنید که شما را به آن نزدیک مى سازد ...
5- مى گوئید به پاداش الهى علاقه دارید اما همواره کارى انجام مى دهید که شما را از آن دور مى سازد ...
6- نعمت خدا را مى خورید و حق شکر او را ادا نمى کنید.
7- به شما دستور داده دشمن شیطان باشید (و شما طرح دوستى با او مى ریزید) ادعاى دشمنى با شیطان دارید اما عملا با او مخالفت نمى کنید.
8- شما عیوب مردم را نصب العین خود ساخته و عیوب خود را پشت سر افکنده اید .. . با این حال چگونه انتظار دارید دعایتان به اجابت برسد؟ در حالى که خودتان درهاى آنرا بسته اید؟ تقوا پیشه کنید، اعمال خویش را اصلاح نمائید امر به معروف و نهى از منکر کنید تا دعاى شما به اجابت برسد.
امام علی (ع) (نهج البلاغه حکمت 337) : دعا کننده بدون عمل و تلاش مانند تیرانداز بدون زه است.
محمد بن على ترمذى، از عالمان ربانى و دانشمندان عارف مسلک بود. در عرفان و طریقت ، به علم بسیار اهمیت مى داد ؛ چنان که او را "حکیم الاولیاء" مى خواندند.
در جوانى با دو تن از دوستانش ، عزم کردند که به طلب علم روند. چاره اى جز این ندیدند که از شهر خود ، هجرت کنند و به جایى روند که بازار علم و درس ، در آن جا گرم تر است.
محمد ، به خانه آمد و عزم خود را به مادر خبر داد.
مادرش غمگین شد و گفت : اى جان مادر ! من ضعیفم و بى کس و تو حامى من هستى ؛ اگر بروى ، من چگونه روزگار خود را بگذرانم. مرا به که مى سپارى ؟ آیا روا مى دارى که مادرت تنها و عاجز بماند و تو دانشمند شوى ؟
از این سخن مادر ، دردى به دل او فرود آمد. ترک سفر کرد و آن دو رفیق ، به طلب علم از شهر بیرون رفتند.
مدتى گذشت و محمد همچنان حسرت مى خورد و آه مى کشید.
روزى در گورستان شهر نشسته بود و زار مى گریست و مى گفت : من این جا بى کار و جاهل ماندم و دوستان من به طلب علم رفتند. وقتى باز آیند ، آنان عالماند و من هنوز جاهل.
ناگاه پیرى نورانى بیامد و گفت : اى پسر!چرا گریانى ؟
محمد ، حال خود را باز گفت.
پیر گفت : خواهى که تو را هر روز درسى گویم تا به زودى از ایشان در گذرى و عالم تر از دوستانت شوى ؟
گفت : آرى ، مى خواهم.
پس هر روز ، درسى مى گفت تا سه سال گذشت. بعد از آن معلوم شد که آن پیر نورانى ، خضر (ع) بود و این نعمت و توفیق ، به برکت رضا و دعاى مادر یافته است.
حکایت4
مردى از اهل حبشه نزد رسول خدا صلوات الله علیه و آله آمد وگفت : یا رسول الله ! گناهان من بسیار است. آیا در توبه به روى من نیز باز است ؟
پیامبر (ص) فرمود : آرى ، راه توبه بر همگان ، هموار است. تو نیز از آن محروم نیستى.
مرد حبشى از نزد پیامبر (ص) رفت. مدتى نگذشت که بازگشت و گفت :
یا رسول الله ! آن هنگام که معصیت مى کردم ، خداوند ، مرا مى دید ؟
پیامبر (ص) فرمود : آرى ، مى دید.
مرد حبشى ، آهى سرد از سینه بیرون داد و گفت : توبه ، جرم گناه را مى پوشاند ؛ چه کنم با شرم آن ؟
در دم نعره اى زد و جان بداد.
حکایت5
ابوسعید را گفتند : کسى را مى شناسیم که مقام او آن چنان است که بر روى آب راه مى رود.
شیخ گفت : کار دشوارى نیست ؛ پرندگانى نیز باشند که بر روى آب پا مى نهند و راه مى روند.
گفتند : فلان کس در هوا مى پرد. گفت : مگسى نیز در هوا بپرد.
گفتند : فلان کس در یک لحظه ، از شهرى به شهرى مى رود.
گفت : شیطان نیز در یک دم ، از شرق عالم به مغرب آن مى رود. این چنین چیزها ، چندان مهم و قیمتى نیست.
مرد آن باشد که در میان خلق نشیند و برخیزد و بخسبد و با مردم داد و ستد کند و با آنان در آمیزد و یک لحظه از خداى غافل نباشد.
حکایت6
گویند در بنى اسرائیل ، مردى بود که مى گفت : من در همه عمر ، خدا را نافرمانى کرده ام و بس گناه و معصیت که از من سر زده است ؛ اما تاکنون زیانى و کیفرى ندیده ام. اگر گناه ، جزا دارد و گناهکار باید کیفر بیند ، پس چرا ما را کیفرى و عذابى نمى رسد! ؟
در همان روزها ، پیامبر قوم بنى اسرائیل ، نزد آن مرد آمد و گفت :
خداوند ، مى فرماید که ما تو را عذاب هاى بسیار کرده ایم و تو خود نمى دانى ! آیا تو را از شیرینى عبادت خود ، محروم نکرده ایم ؟ آیا در مناجات را بر روى تو نبسته ایم ؟ آیا امید به زندگى خوش در آخرت را از تو نگرفته ایم ؟ عذابى بزرگتر و سهمگین تر از این مى خواهى ؟

درباره وب
به وبلاگ من خوش آمدید. در این وبلاگ با واقیعت دین اسلام اشنا میشوید.نظر یادتون نره.

آخرین مطالب

